ای عشق! عشق بی فرجام لاکردار!
دست از سرم بردار...بردار...بردار!
صد بار کوچکم کردی بزرگی کن بیا...
تا هیچ انگارم تو را در شعر خود یک بار
من هم نباشم کار ِ تو معطل نمی ماند
دنیا پر است از مجرمان و چوبه های دار
اندازه کافی تنگ است خلق من...نمی بینی؟!
راحتم بگذار...عشق مردم آزار!!
تا قبل ِ تو کار و کتاب و کوک ِ کوک ِ کوک
از بعد ِ تو در جیب هایم پاکت سیگار
من بچه خوبی نبودم، این قبول اما...
با من عدالت هم نبود ای عشق ...این کار
این بار هم بی خیالم شو ، رهایم کن
یک فرصت مطلوب می آیم خودم دیدار!
ای ذاتتان پاکیزه از غش!با شما هستم
ای عشق!عشق بی فرجام لاکردار
دست از سرم بردار...بردار...بردار!
صد بار کوچکم کردی بزرگی کن بیا...
تا هیچ انگارم تو را در شعر خود یک بار
من هم نباشم کار ِ تو معطل نمی ماند
دنیا پر است از مجرمان و چوبه های دار
اندازه کافی تنگ است خلق من...نمی بینی؟!
راحتم بگذار...عشق مردم آزار!!
تا قبل ِ تو کار و کتاب و کوک ِ کوک ِ کوک
از بعد ِ تو در جیب هایم پاکت سیگار
من بچه خوبی نبودم، این قبول اما...
با من عدالت هم نبود ای عشق ...این کار
این بار هم بی خیالم شو ، رهایم کن
یک فرصت مطلوب می آیم خودم دیدار!
ای ذاتتان پاکیزه از غش!با شما هستم
ای عشق!عشق بی فرجام لاکردار
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 19:48  توسط حسین طاهری
|

